جیمز استرلینگ برنده جایزه ( پریتزکر) ، معماری اسکاتلندی است و در میان مهمترین و موثرترین معماران نیمه دوم قرن ۲۰ جای میگیرد. او شاید به این علت مشهور باشد که از دهه ۱۹۵۰ شروع به زیر سوال بردن معماری مدرن اولیه نمود.پیشرفت استرلینگ به شدت معلمش( کالین راو) را تحت تاثیر قرار داد و باعث شد مورد توجه او قرار بگیرد...


کالین کسی بود که روحیه گزینش گر و گلچین کننده ای را در جیمز دمید و به او اجازه و جرات این را داد که تمام تاریخ را به عنوان یک منبع الهام به زیر سوال بکشد.از رم باستان تا ظهور مدرن از فران رایت تا آلتو . و موفقیت استرلینگ به علت متحد ساختن موضوعات و ارجاعات بسیاری بود که در پیشرو داشت.
جیمز استرلینگ بازی پست مدرن را به روش ویژه بسیار عالی خودش بازی می کند.او از گذشته های متاخر و تاریخ فراتر می رود؛بر می گزیند و دوباره می آفریند.سپس در یک لحظه تلفیقی به دست می دهد که جدید است و احتمالا شوک دهنده،چیزی که نه او و نه کس دیگری قبلا انجام نداده است.





پس از خدمت سربازی استرلینگ به تحصیل در زمینه معماری در دانشگاه لیورپول پرداخت ۱۹۵۰-۱۹۴۵٫و این دانشگاه جایی بود که کالین معلم معروفش پیش رویش قرار گرفت.در سال ۱۹۵۶ استرلینگ و جیمز گوان ( Gowan ) که به عنوان دستیار در سرکت لیونز والیس و اسرائل کار مینمودنند آن شرکت را ترک گفتند و دفتر شخصی خویش را دایر نمودند.از بهترین نتایج همکاری میان آن دو کار به عنوان استاد دانشکده مهندسی دانشگاه لیسستر ( leicester ) (63-1959) بود که استرلینگ را به دلیل منش های مهندسی وار و تکنولوژی وارش و همچنین استفاده از ترسیمهای سه بعدی از دید پرنده یا دید کرم (از پایین) در تدریس در دانشگاه ویژه نمود. در سال ۱۹۶۳ استرلینگ و گوان از یکدیگر جدا شدند.پس از آن استرلینگ دفتر شخصی اش را دایر نمود و معاون دفترش را شخصی به نام مایکل ویلفورد قرار داد. مایکل فعالیتهای اجرایی قابل اهمیتی را در دفتر جیمز انجام داد و بعدها به عنوان شریک استرلینگ بکارش ادامه داد. از آن زمان به بعد کار جیمز از گوان به طور کامل جدا شد و پروژه های طراحی که بلا بین آن دو تقسیم و با نظر هر دوی آنان به اتمام میرسید هم اکنون به طور کامل در دست جیمز بود.


استرلینگ در آن دوره پروژه هایی از قبیل یک مرکز آموزشی با نام olivetti ، و یک خوابگاه دانشجویی برای دانشگاه سنت اندروزطراح نمود و به اتمام رساند که هردو استفاده ویژه ای از عناصر گذشته بودند. در طول دهه ۱۹۷۰ زبان معماری استرلینگ از ساخت ساختمان با مقیاس کوچک به ساخته هایی با مقیاس بزرگ تبدیل شد.این تغییر مقیاس به تولید موجی از پروژه های عظیم شهری انجامید که در میان آنها ساخت سه موزه در سه شهر آلمان دوسلدورف، کلن و اشتوتگارت بسیار حائز اهمیت است.

این پروژه های استرلینگ را به اوج رسانید.وی در رقابتی جهت طراحی پروژه ای به نام Neue staatsgalerie موفق به دریافت پروژه گشت و کانسپت اصلی خود را با شمار بسیاری از تزئینات و فرمهای گیج کننده معماری مملو نمود و این موضوع باعث شد برچسب پست مدرنیسم را بر روی سینه استرلینگ بچسبانند که البته این ادعا توسط استرلینگ رد شد.


آخرین پروژه ای که در زمان حیات استرلینگ به پایان رسید فروشگاه کتاب در باغهای venice بود که در سال ۱۹۹۱ کامل گشت.پروژه های نهایی استرلینگ به شدت مورد تحسین منتقدین آن زمان قرار گرفتند و در آن زمان آنها را آغاز عزیمت و حرکت جدیدی در شیوه استرلینگ می دیدند که البته مرگ استرلینگ آنها را خیلی زود به پایان تبدیل نمود. پس از مرگ استرلینگ ویلفورد دستیارش کنترل دفتر او را به عهده گرفت و به تدریج دفتر را به چالش و نابودی کشاند.
در آن دوران اتمام پروژه ای که توسط استرلینگ آغاز و تا مرحل لوله کشی رسیده بود توسط دفتر وی تمام گشت از آن پس ساختمانهای مختلفی به اسم استرلینگ با بی دقتی کامل گشت و به غلط به او نسبت داده شد مانند دانشگاه سراسری موسیقی و هنرهای نمایشی اشتوتگارت.

پس از مرگ استرلینگ جایزه سالیانه بریتانیایی معماری از سال ۱۹۹۶ به بعد به نام او نامیده و جایزه استرلینگ نام گرفت.

عمق کارهای او تئوریسینهای بسیاری از جمله آیزنمن و چارلز جنکس را معطوف خود ساخت.

هویت کار جیمز استرلینگ استفاده از تنوع٬التقاط گرایی وجستجوی جاذبه های وسیع معمارانه است.

کارهای او نتیجه علاقه معمار به نوسان میان گذشته وآینده٬میان عناصر قدیمی و موفقیتهای حرکت مدرن است.
اگر ما بخواهیم از سبک کلاسیک به عنوان ابزار اصلی سنجش سبک او استفاده کنیم در حالیکه آن را با جنبه های کم و بیش غیر اساسی ترکیب کنیم٬این ترکیب به وضوح توجه او را جلب می کرد.
در کارهای استرلینگ ، کلاسیک گاهی تایید می شود و گاهی نیز رد٬اما تکرار زیاد آن به عنوان مرجع٬یکی از جنبه های کارهای اوست.

کسی از استرلینگ به عنوان یک معمار کلاسیک نام نمی برد . او کاملا یک معمار مدرن است اما علاقه او به پیشگامان کلاسیک و نئوکلاسیک به صورت یک موتیف تکراری در طرحهایش دیده می شود.

اگر ما از کلاسیک در مورد استرلینگ صحبت می کنیم این به آن معنی نیست که او می خواست آن را احیا کند٬بلکه نشانگر آن است که او علاقمند به ایده یک نوع کلاسیسیزم عام بود.
در حالیکه او هرگز علاقه خود را به مدرنیزم نفی نمی کند و دست یابی به آن را هدف خود می داند اماآن مدرنیزمی را در نظر دارد که از کلاسیسیزم استنتاج گردیده و با اصول عقلی منقوش می باشد.این اصول پایه هایی برای استفاده از زوایای راست شبکه های منظم و فرم های هندسی منظم و رو به جلو در کارهای اوست.
گاهی این اصول منجر به خیابان بندی های متقارن و حتی لی آت های نئو کلاسیک می گردد٬مانند آنچه در مرکز تحقیقات بایر وجود دارد.


در مورد جیمز استرلینگ می توان عنوان کرد که شخصیت آثارش دقیقا با گذشت زمان تغییر کرده است به طوریکه توجه او به نقش معماری در شهرسازی معطوف شده است٬در حالیکه کارهای اولیه او اغلب در محوطه های باز دانشگاه ها و یا سایت های وسیع فضای سبز اجرا شد. ماموریت های مهمتری او را به سمت نیازهای خاص فضاهای شهری سوق داد.بنابراین او با مفاهیم شهری هم از ساختمان های اطراف و هم از نظر تاریخ سایت درگیر شد.این درگیری باعث شد که او ارزش های شهری را که سمبلیک تر هستند به واقعیت نزدیک کند و آنها را با خصوصیات غیر قابل سنجش هویت سازمان های انسانی مرتبط سازد.به این دلیل او باید این شرایط را به عنوان بایسته های ایجاد یک منطقه شهری و عمومی بداند٬که نشان می دهد او نه تنها علاقمند به ارضای عملکرد هاست بلکه می خواهد شهر را با مردمی که در آن زندگی می کنند مرتبط سازد.
در آثار استرلینگ چه پروژه کوچک باشد و چه بزرگ مشخصه ظاهرا ثابتی به نظر می رسد که تمایل با بازی کردن با فضاهاست؛هم فضاهای داخلی و هم خارجی.
در مجموعه های واقعا بزرگ،نمی بینیم که تمام فضاها به وسیله یک فضای داخلی عظیم مکیده شده باشد،بلکه توازنی بین آنچه که برای ساختن یک فضای داخلی متعالی و رضایت بخش مورد نیاز است و آنچه که برای ایجاد واحدهای ساختمانی با بیان هویت های مختلف لازم است برقرار می باشد و این باعث می شود که مجموعه به صورت یک کل در محیط شهری هضم شود.شاید مهم ترین مثال از شیوه ای که استرلینگ از قوه ابتکارش در شکل دادن فضا استفاده می کند، مجموعه ادارات مرکزی براون در شهر مسونگن باشد.

پروژه های قبل از دهه ۱۹۶۰جدا شدن او را از ״ مدرنیسم بومی ״ که در سال های قبل تا حدودی متداول شده بود و جسارتش را در برخورد با مسائل خیلی پیچیده تر نشان می دهد.

از قبل از ۱۹۷۰ او سبک معماری آزاد را تجربه می کرد که می کوشید به وسیله آن روستایی و پیشرفته،شکوهمند و غیر رسمی،مدرن و سنتی را در یک پروژه واحد داشته باشد.او خود را در حصار هیچ نوع زیبایی شناسی ثابتی محدود نکرد.
استرلینگ همچون لوکوربوزیه یک زبان معمارانه مبتنی بر وسعت نظر و توجه به علایق شخصی بنا نهاد. او همچون لوکوربوزیه در ارائه طرح ها درکی وسیع و قوی تر از مهارت های قبلی داشت و با دقت تاثیر حجم،فضا،نور و رنگ روی روحیه انسان مورد توجه قرار می داد.


نگاهی بر پروژه های استرلینگ



ساختمان مهندسی دانشگاه لیسستر( LEICESTER )

1959


downloadphpthmbf1335901526 3B 1




downloadphpthmbf1335901629 2B 1



نمایشگاه دو سالانه ونیز

که دارای مشخصه هایی که تقریبا در تمامی آثار استرلینگ وجود دارد.یکی از مشخصه هایی که مستقیما با عملکرد سروکار دارد کنترل نور طبیعی است که در اینجا با پیش آمدگی های لبه بام که آثار اولیه رایت را به خاطر می آورد،انجام شده است.


downloadphpthmbf1335901957 5B 1


گالری کلور(تات)لندن

در اینجا استرلینگ سه کار خوب ارائه کرده است.او مجموعه ای از گالری های به فرم سنتی،به وجود آورده که با محیط اطراف خود انطباق کامل دارد.


گالری و تئاتر اشتوتگارت ۱۹۸۴

این گالری سلسله ای از سالن های نمایش متصل در استاتز گالری قدیمی تر ،تراس های خارجی به عنوان جایگاه مجسمه و کتابخانه و یک ساختمان اداری در عقب مجموعه فراهم می کند.


downloadphpthmbf1335902136 6B 1


downloadphpthmbf1335902197 7B 1


علت وجودی پروژه،خلق دوباره فرم ها و فضاها متناسب با شرایط موجود بود.
جمعیتی ناهمگونی در اینجا گرد می آیند و در فضاهای داخلی و خارجی آن به مثابه شهری مینییاتوری مرکب از ساختمان هایی با شکل ها و شخصیت های مختلف گردش می کنند.
این ساختمان ها طوری در کنار یکدیگر چیده شده اند که مرزهای بیرونی آنها هماهنگ با مقیاس و شخصیت ساختمان های اطراف باشد.

ساختمان گالری انتخابی تصادفی و آگاهانه از معماری منسوخ شده وباقیمانده ای که مدرنیسم او را منعکس می سازد و او آنها را در خلایی ایدئولوژیک رها می کند،به طوریکه خودش هم نمی تواند آنها را کنترل کند.یک معماری پیشرو که ما را دعوت می کند تا از نظر فلسفی نسبت به وضعیت لرزان مدرن تفکر بیشتری کنیم.


مرکز هنرهای نمایشی دانشگاه کرنل

این ساختمان در کنار پلی روی مسیل کاسکادیلا واقع گردیده و به وسیله یک پاویون هشت وجهی مشخص می شود که به عنوان یک سر پناه ایستگاه اتوبوس عمل کرده و مرکز اطلاعات دانشگاه را در بر می گیرد.پیاده رو در اطراف آن دور می زند. از میدان میتوان به یک بالکن ستوندار وارد شد که بخش های مختلف ساختمان را به صورت یک تفریحگاه مشرف بر مسیل با چشم انداز زیبایی به دریاچه کایوگا متصل می کند.


موسسه تحقیقاتی/اجتماعی WZB

این ساختمان برای اجتناب از یکنواختی در پنج شکل مختلف در کنار ساختمان قدیمی قرار گرفته بطوری که هر دپارتمان فرم مشخص داشته و در عین حال به صورت بخشی از یک ارگانیسم واحد عمل می کند.جیمز استرلینگ بازی پست مدرن را به روش ویژه بسیار عالی خودش بازی می کند.او از گذشته های متاخر و تاریخ فراتر می رود؛بر می گزیند و دوباره می آفریند.سپس در یک لحظه تلفیقی به دست می دهد که جدید است و احتمالا شوک دهنده،چیزی که نه او و نه کس دیگری قبلا انجام نداده است.

تولد: ۲۲ آوریل ۱۹۲۶ گلاسکو


مرگ: ۲۵ ژوئن ۱۹۹۲ لندن



منبع:سایت نقش نگار